تاریخ انتشار: چهارشنبه 1402/10/13 - 01:19
کد خبر: 492134

روایت شب شهادت حاج قاسم سلیمانی؛

وداع در سپیده‌دم/ عروج سردار دل‌ها

وداع در سپیده‌دم/ عروج سردار دل‌ها

ارتش آمریکا چهارسال پیش در چنین روزی (۱۳ دی ماه ۱۳۹۸) با حمله به فرودگاه بغداد، سردار سپهبد «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه و «ابو مهدی المهندس» معاون حشد الشعبی را به همراه چند تن از همراهان آنها به شهادت رساند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ صبحگاه جمعه ۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۸ سردار قاسم سلیمانی در حمله هلی‌کوپتری آمریکایی‌ها در فرودگاه بغداد به شهادت رسید. در این حمله همراه با سلیمانی، ابومهدی المهندس، فرمانده حزب الله عراق و قائم مقام بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) و شمار دیگری از رزمندگان عراقی به شهادت رسیدند. حمله فوق به دستور مستقیم رییس جمهوری ایالات متحده صورت گرفت. 

آخرین میزبان

عادل عبدالمهدی نخست وزیر پیشین عراق که قرار بود آخرین میزبان سپهبد قاسم سلیمانی فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بغداد باشد، ناگفته‌های از شب قبل از ترور وی بر زبان آورد.

عبدالمهدی در خصوص ارتباطش با حاج قاسم اظهار داشت: «رابطه من با شهید حاج قاسم سلیمانی به سال دو هزار میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که حاج قاسم به دفتر آیت الله شهید محمد باقر حکیم می‌آمد و با ما جلسات متعددی جهت بررسی تحولات عراق و منطقه برگزار می‌کرد. آنجا بود که رابطه شخصی من با شهید قاسم سلیمانی مستحکم‌تر شد؛ به ویژه در مورد مسائل بزرگ و مهم منطقه. این رابطه تا بعد از سرنگونی رژیم صدام و تا مدت کوتاهی قبل از شهادت ادامه داشت». 

وی ادامه داد: «شهید دوراندیش بود و همیشه راهبردی به مسائل می نگریست و همواره نکات مثبت و منفی هر تحولی را که مطرح می‌شد، بیان می‌کرد... در تهران که بودم با وی ساعتها کوهنوردی می‌کردم و در همان فضا، درباره مسائل سیاسی عراق نیز بحث می‌کردیم... از همان سال ۲۰۰۳ تا مرحله نفوذ داعش، همیشه حامی عراق بود و در هر مذاکره ای که بین ما و جمهوری اسلامی انجام می‌گرفت ، مشورت او مهم بود.»

جزئیات شب ترور حاج قاسم سلیمانی

عبدالمهدی با اشاره به جانبداری شهید سلیمانی از حق و حضور وی در جلساتی که با مسئوان ایرانی داشته است، درباره شب ترور گفت: بامداد همان روز قرار بود رأس ساعت هشت و نیم صبح و طبق هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد،  میزبان شهید حاج قاسم باشم تا هم صبحانه بخوریم و هم موضوعات مختلفی را بررسی کنیم.» 

نخست وزیر پیشین عراق ادامه داد: «نیمه شب مشغول تدوین برخی نکات مهم برای مطرح شدن آن در جلسه صبح بودم که به یکباره و سراسیمه مدیر دفترم آمد و گفت : رئیس کل اطلاعات عراق، مصطفی الکاظمی که نخست وزیر کنونی است به من خبر داد انفجاری مهیب در فرودگاه بغداد رخ داده و هنوز از ماهیت ان اطلاعی ندارند. من نگران شدم . هرچند که نمی‌دانستم حاج قاسم از کدام مرز زمینی یا هوائی قرار است به بغداد بیاید. اما دلشوره داشتم به خصوص اینکه فهمیدم لحظاتی قبل از انفجار یک هواپیما از دمشق وارد بغداد شده است». 

عبدالمهدی با اشاره به تماس وی در آن شب با سفارت ایران در عراق و بی‌اطلاعی مسئولان آن، گفت: «به محل کارم رفتم و تحولات فرودگاه بغداد را لحظه به لحظه پیگیر شدم . تصاویر یکی پس از دیگری منتشر می‌شد. تا به یکباره تصویر دست شهید و انگشتر او را دیدم و تازه فهمیدم که حاج قاسم و ابو مهدی المهندس را هدف قرار داده بودند. من آن دست و ان انگشتر را به خوبی می‌شناختم.

واقعا لحظه دشواری بود. مصطفی الکاظمی و اعضای سفارت ایران فورا خودشان را به نخست وزیری رساند و جلسه‌ای فوق العاده تشکیل دادیم تا پیامدهای این ترور را بررسی کنیم. تا صبح بیدار بودم و آمریکائیها راس ساعت شش صبح به وقت بغداد اعلام کردند که خودشان عامل این ترور بودند.»

تقلای کاخ سفید

«کاخ سفید، وزارت امور خارجه و حتی وزارت دفاع آمریکا تلاش کردند با من صحبت کنند، اما من نپذیرفتم؛ چون خنجر از پشت زدن آنها را تحمل نمی‌کردم... لذا هنگامی که رئیس جمهور امریکا رسما می‌گوید که دو شخصیت بزرگ نظامی ایرانی و عراقی را هدف قرار داده است، این واقعا یک جنایت است.»

نخست وزیر پیشین عراق با تأکید بر اینکه با جواب دادن به تلفنهای آمریکاییها در این جنایت شریک شود، در ادامه تصریح کرد: «به شورای امنیت شکایت کردیم و با طرف ایرانی چندین کارگروه ویژه تشکیل دادیم. این جنایت قابل پوشش نیست؛ بخصوص اینکه طرف قاتل، خودش و در عالی‌ترین سطح آمریکا به این ترور اعتراف کرده است. اقدام آنها یک جنایت بود.

الان هم گاهی از بایدن می‌شنویم که آنها با اقدام ترامپ مخالف بودند، ولی چون ترور یک اقدام دولتی از سوی آمریکا بود، لذا آنها نمی‌توانند اعتراض بکنند. ما باید واقعیتها را آن گونه که هست بیان کنیم. جنایت انها یک جنایت واقعی بود.»

روایتی از جزئیات اتفاقات روز آخر حیات حاج قاسم سلیمانی

به تازگی روایتی به نقل از یکی از مدافعان حرم در سوریه  از آخرین ساعات زندگی سردار قاسم سلیمانی منتشر شده است. به گفته این مدافع حرم، سردار سلیمانی در آخرین سفر خود به سوریه توصیه‌هایی متفاوت از همیشه داشته است. در این روایت که مربوط به روز پنج شنبه 12دی است  آمده است:

- با خودرویی که دنبالم آمده عازم جلسه می‌شوم، هوا ابری است و نسیم سردی می‌وزد. ساعت 7:45 صبح به مکان جلسه رسیدم. مثل همه جلسات تمامی مسئولان گروه‌های مقاومت در سوریه حاضر بودند.

- ساعت 8 صبح

همه با هم صحبت می‌کنند... در باز می‌شود و فرمانده بزرگ جبهه مقاومت وارد می‌شود. با همان لبخند همیشگی با یکایک افراد احوال پرسی می‌کند. دقایقی به گفت و گوی خودمانی سپری می‌شود تا این که حاج‌قاسم جلسه را رسما آغاز می‌کند. هنوز در مقدمات بحث است که می‌گوید: «همه بنویسن، هرچی می‌گم رو بنویسین!» همیشه نکات را می‌نوشتیم، ولی حاجی این بار تاکید بر نوشتن کل مطالب داشت. گفت و گفت... از منشور پنج‌سال آینده، از برنامه تک‌تک گروه‌های مقاومت در پنج‌سال بعد، از شیوه تعامل با یکدیگر...از...کاغذها پر می‌شد و کاغذ بعدی...سابقه نداشت این حجم مطالب برای یک‌جلسه. آن‌هایی که با حاجی کار کردند می‌دانند که در وقت کار و جلسات بسیار جدی است و اجازه قطع‌کردن صحبت‌هایش را نمی‌دهد، اما آن روز این گونه نبود... بارها صحبتش قطع شد، ولی با آرامش گفت؛ عجله نکنید، بگذارید حرف من تموم بشه... .

- ساعت 11:40 ظهر

زمان اذان ظهر رسید؛ با دستور حاجی نماز و ناهار سریع انجام شد و دوباره جلسه ادامه پیدا کرد! و حدود هفت ساعت! حاجی هرآن چه را در دل داشت گفت و نوشتیم.

- ساعت 3 عصر 
پایان جلسه... مثل همه جلسات دورش را گرفتیم و صحبت‌کنان تا در خروج همراهی اش کردیم. خودرویی بیرون منتظر حاجی بود. حاج‌قاسم عازم بیروت شد تا سیدحسن‌نصرا... را ببیند.

- حدود ساعت 9 شب

حاجی از بیروت به دمشق برگشت. شخص همراهش می‌گفت که حاجی فقط ساعتی با سیدحسن دیدار کرد و خداحافظی کردند. حاجی اعلام کرد امشب عازم عراق است و هماهنگی‌هایی انجام شود. سکوت شد. یکی گفت: حاجی اوضاع عراق خوب نیست، «فعلا نرین!» حاج‌قاسم با لبخند گفت: «می‌ترسین شهید بشم!» باب صحبت باز شد و هرکسی حرفی زد: «شهادت که افتخاره، رفتن شما برای ما فاجعه‌ است!حاجی هنوز با شما خیلی کار داریم» اما حاجی رو به ما کرد و دوباره سکوت شد، خیلی آرام و شمرده‌شمرده گفت: «میوه وقتی می‌رسه باغبان باید بچیندش، میوه رسیده اگر روی درخت بمونه پوسیده می‌شه و خودش میفته!» بعد نگاهش را بین افراد چرخاند و با انگشت به بعضی‌ها اشاره کرد؛ اینم رسیده‌ است، اینم رسیده‌ است...

- ساعت 12 شب

هواپیما پرواز کرد.

- ساعت 2 بامداد جمعه

خبر شهادت حاجی رسید، به اتاق استراحتش در دمشق رفتیم  کاغذی نوشته بود و جلوی آینه گذاشته بود.

آخرین دست نوشته حاج قاسم چه بود؟
«الهی لا تکلنی
خداوندا مرا بپذیر
خداوندا عاشق دیدارتم
همان دیداری که موسی را ناتوان از ایستادن و
نفس کشیدن نمود
خداوندا مرا پاکیزه بپذیر
الحمدلله رب العالمین
خداوندا مرا پاکیزه بپذیر»

گزارش از عرفان عباسی

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
آمریکا محتاج تنگه و زمان؛ عجله ممنوع
«نیم‌شب» در میان تجمع مردمی میدان ولیعصر (عج) اکران می‌شود
زمان تشییع امام شهید امت مشخص شد/ تهران، قم و مشهد میزبان مراسم تشییع امام سیدعلی خامنه‌ای
بررسی طرح جدید کنکور با محوریت امتحان جامع ادامه دارد
اساتید نمونه کشوری و اساتید شهید جنگ‌های اخیر تجلیل شدند
نشانه‌های یک خطای محاسباتی/ وقتی مقاومت عامل جنگ معرفی می‌شود
تمهیدات سازمان سنجش برای تسریع در فرآیند اعلام نتایج آزمون‌ها
ستاد مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب تشکیل شد
دنیا به زودی طنین پیروزی ایران را خواهد شنید
مقاله و نوآوری جایگزین آزمون جامع دکتری
۵۰ درصد ذخایر دارویی در جنگ آزاد شد
تجاوز اشغالگران صهیونیست به سمت نبطیه
نرخ جدید ارزها در مرکز مبادله
افزایش نگرانی‌ها در اردوی تیم ملی ایران
افشاگری درباره ۱۲۰ آزمایشگاه بیولوژیکی آمریکا در سراسر جهان
جذب بانوان در دانشگاه علوم قضایی از سر گرفته شد
جزئیات جدید از یک مرگ مشکوک در حوالی اردوی تیم ملی فوتبال ایران
دانشگاه شریف جان می‌گیرد
ادامه ابهام در سهمیه‌های آسیایی
دفاع عجیب فیفا از صندلی‌های خالی جام جهانی
ثبت‌نام سرویس مدارس برای سال تحصیلی جدید آغاز شد
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top